عقد خاله سمیرا
بلاخره خاله سمیرا از بین همه خاستگارایی که داشت یکی و انتخاب کرد...خوشحالم....
امیدوارم انتخابش درست باشه و خوشبخت بشن.
8 خرداد بله برونش بود که نتونستم برم.
ولی واسه عقدش چون بابایی دید دوست دارم برم واسمون بلیط گرفت که بریم.ظهر رسیدیم مشهد و شبم تو حرم عقد خاله سمیرا بود.همه اومده بودن...راستش اون شب تو حرم ناراحت بودم چون دوست نداشتم خواهر کوچولوم از خونه بابام بره.دوست داشتم واسه همیشه خواهر کوچولوم بمونه!!! چه توقع زیادی!
از ته ته قلبم دعا میکنم خوشبخت بشه.
روز بعدشم رفتیم محضر عقدشونو ثبت کردن.
ولی چون نزدیک امتحانام بود یه هفته ای برگشتیم.
اینم چند تا عکس از نفس مامان تو فرودگاه، روزی که داشتیم میرفتیم.



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عقد خاله سمیرا
